عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

19

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

صُوَرَكُمْ » مگر اين مشتى خاك را ، تا بدانى كه خاكيان نواختگان لطفند ، بر كشيدگان عطفند ، نرگس روضهء جودند ، سرو باغ وجودند ، حقه درّ حكمتند ، نور حدقهء عالم قدرتند ، نور حديقه فطرتند ، ايشان مخلوق بىنظير ، او خالق بىنظير ، خود را گفت : « أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » . ايشان را گفت : « فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » . پير طريقت گفت : الهى بعنايت ازلى تخم هدايت كاشتى ، برسالت انبيا آب دادى ، بمعونت و توفيق پروردى ، به نظر خود ببر آوردى ، خداوندا سزد كه اكنون سموم قهر از آن باز دارى ، و كشته عنايت ازلى را برعايت ابدى مدد كنى . « ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا » اينت نثار رحمت خداوند بر بنده خويش ، اينت غايت لطف و كمال و كرم كه نمود بمهربانى خويش ، رحمتى كه گمان بوى راه نبرد ، لطفى كه انديشه در وى نرسد ، رحمتى عطائى بفضل الهى ، بعنايت ربانى ، نه بعبادت و كسب بندگى ، هر چند بنده به معصيت ميكوشد ، او جلّ جلاله بستر خود مىپوشد و از فضيحت مىكوشد ، و نعمت خود بر وى ميريزد . اينست كه آن پير طريقت گفته : اصبحت و فى من نعم اللَّه ما لا احصيه من كثرة ما اعصيه ، فلا ادرى على ما ذا اشكره ، على جميل ما يسرّ او على قبيح ما ستر . در خبر است كه پيش رسول ( ص ) اين آيت بر خواندند : « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً » . رسول ( ص ) گفت : « بلى و لا يبالى » ثم قال : « لعن اللَّه المنفّرين ثلاثا » يعنى الّذين يقنطون النّاس من رحمة اللَّه . آورده‌اند كه زاهدى در روزگار گذشته در صومعه‌اى صد سال عبادت كرد پس هوى بر وى غلبه كرد . معصيتى بر وى برفت و پس از آن پشيمان شد ، خواست كه بسرورد خود بمحراب عبادت باز شود ، چون قدم در محراب نهاد ، شيطان بيامد و او را گفت : اى مرد شرم ندارى ؟ كه چنان كار كردى ؟ و اكنون به حضرت جلال حق مىآيى ؟ خواست كه او را از حق نوميد گرداند تا نوميدى زيادت گناهان وى باشد ، در آن حالت ندايى شنيد كه : « عبدى انت لى و انا لك قل للفضولى ما لك » .